در روز های گذشته شاهد اعتراض افراد معدودی به پخش سخنان امام از صدا و سیما بودیم. افرادی چون سید حسن و خاتمی که رابطه ی نزدیک بینشون هم، بر کسی پوشیده نیست. حالا به هر دلیل و منطقی که مورد نظرشون بوده مخالفت کردن با این مسئله و خواستار قطع شدنش بودن. طی دیروز و امروز هم توی خبرها داشتیم که دویست و شصت تن از نمایندگان مجلس حمایت قاطع خودشون رو از پخش سخنان امام از صدا و سیما در قالب برنامه هایی مثل «شاخص» و «دیروز امروز فردا»، اعلام کردن. حتی امضای نمایندگان فراکسیون اقلیت و اصلاح طلب رو هم پای این نامه دیدیدم.
افرادی مثل خاتمی و دور و بری هاش، همون هایی هستن که خودشون رو منادی تمدن و طلایه دار های به دموکراسی و خرد جمعی معرفی کردن و بارها و بارها شاهد بودیم که مسئله ی رفراندوم رو سر مسائل مختلف مطرح کردن و اون رو فصل الخطاب دونستن.
رای و نظر نمایندگان مجلس، رای و نظر کلی همه ی مردمه، بدون شک. در نتیجه مسئله ی «پخش شدن سخنان امام» و لو به صورت گزینشی، در واقع به رفراندوم ملت گذاشته شده و رای قاطعی هم آورده. سئوال اینه که آیا این آقایون بعد از روشن شدن رای ملت، باز هم روی حرفشون پافشاری می کنن و سعی بر به کرسی نشوندن مقاصد خودشون خواهند داشت یا نه؟ چنانچه توی نامه ی سید حسن هم بود که در صورتی که تذکرش از سوی صدا و سیما مورد توجه قرار نگیره، متوسل به اقدامات دیگه ای میشه.
یه سئوال دیگه توی ذهن من وجود داره و اون این که چطور سید حسن در حالی که طبق گفته ی خودش، تا به حال این برنامه ها و پخش گزینشی سخنان امام رو از صدا و سیما ندیده، میاد و با این قاطعیت و اطمینان در مورد محتوا و تاثیراتش توی جامعه قضاوت می کنه؟ حتی پا رو از این هم فراتر می ذاره و بر اساس این قضاوتش، دست به اقدام می زنه و سعی می کنه که با اون برخورد کنه؟
۱- جایی زیر آسمان:

